تبليغاتX
< < آموزش قالب كدجاوا> > < > > راه شب عاشقی - darbare hame chi
مهربانی را زمانی درک کردم که کودکی می خواست با ابنبات کوچکش اب شور دریا را شیرین کند

یه دوست کسی هست که اهنگ قلبت رو می دونه و میتونه وقتی کلمات رو فراموش می کنی اونارو واست بخونه

افرادی هستند که تو را می ازارند با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که به کسی که تو را ازرده دوباره اعتماد نکنی

اونکه عاشق بود عمری از جدا شدن می ترسید همه هراسش و ترسش به دروغش نمی ارزید چه اثر از این صداقت چه ثمر از این نجابت وقتی قد یه سوزن به وفا نکردیم عادت

چه سخته وقتی ادم نتونه بناله چه سخته وقتی باید جای گریه بخندی چه سخته وقتی اشکات واسه مردم یه سواله

کهنه فروش داد می زد کفش کهنه می خریم شلوار کهنه مش خریم سماور شکسته می خریم بی اختیار داد زدم قلب شکسته هم می خری ؟؟؟؟!!!!!!!!!!!

          

 

فلسفه به من اموخت که هرگز عاشق نشوم اما هیچ فلسفه ای نمی دانست تو لایق انی که عاشقت باشم

اونی رو که باهاش خندیدی رو می تونی فراموش کنی اما اونی رو که باهاش گریه کردی رو نمی تونی فراموش کنی

می دونی قشنگیه زیر بارون راه رفتن چیه؟ به اینکه دیگه کسی اشکا تو نمی بینه

وقتی تو رو از دست دادم اشکی نریختم چون تمام اشکهایم را برای بدست اوردنت ریخته بودم

همیشه سعی کن شاد به هدف برسی نه اینکه به هدف برسی تا شاد شوی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386ساعت 23:45  توسط لینا  |