سلام سلام سلام
خجالت میکشم سلام کنم بچه ها. خودتون میدونین تازگیا زیاد نتونستم بیام نت ایندفعه مشکلم کامپیوتر و نت نبود خودم نتونستم بیام . خیلی وقته نه بهتون سر زدم نه اپ کردم ،دیگه باید فهمیده باشین من یه ما یه ماه اپ میکنم
البته بچه ها خداییش تقصیر من نیست خوب چیکار کنم . چند وقت اخیر خواستم و وقت داشتم اپ کنم ولی نکردم و گفتم تا نوروز صبر میکنم و بچه ها من بهتون قول داده بودم به تک تکتون سر بزنم چشم این کار میکنم چون خیلی از دوستان اپ کردن و دعوتم کردن ولی پیششون نرفتم امیدوارم به بزرگی خودشون ببخشند . حالا هم دارم اپ میکنم برای نوروز و سال جدیدمون .
سال جدید رو به همه تبریک میگم و سال خوشی رو براتون ارزو دارم انشاالله که تعطیلات خوش بگذره
* با ارزوی موفقیت برای همتون لینا*![]()

*خوشبختی و سعادت رویدادهایی هستند که در طول سفر تجربه می شوند نه هنگام رسیدن به مقصد
*همیشه خودت رو جای دیگران بذار اگر حس می کنی چیزی ناراحتت می کنه احتمالا دیگران رو هم می ازاره
*شادترین افراد نزد ما بهترین چیزها رو ندارن اونا فقط از اونچه تو راهشون هست بهترین استفاده رو می برن
*هیچ کس نمی تونه به دلش یاد بده نشکنه ، ولی حد اقل میتونیم یادش بدیم که وقتی شکست لبه های تیزش دست اونی رو که شکسته نبره
*از کسی که دوسش داری ساده دست نکش شاید دیگه هیچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی و از کسی که دوست داره بی تفاوت عبور نکن چون شاید هیچ وقت هیچ کس تورو مثل اون دوست نداشته باشه
** تا توانی ساده و یکرنگ باش قالی از صد رنگ بودن زیر پا افتاده است **

بیکاری فرشته
مردی خواب عجیبی دید . او در عالم رویا دید که نزد فرشتگان رفته و به کارهای انان نگاه می گند هنگام ورود ، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند ،باز می کنند و انها را داخل جعبه هایی میگذارند . مرد از فرشته ای پرسید :شما دارید چه کار می کنید ؟ فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد ، جواب داد اینجا بخش دریافت است ، ما دعاها و تقاضاهای مردم زمین را که توسط فرشتگان به ملکوت می رسند به خداوند تحویل می دهیم . مرد کمی جلوتر رفت . باز دسته بزرگ دیگری از فرشتگان را دید که کاغذ هایی را داخل پاکت می گذارند و انها را توسط پیک هایی به زمین می فرستند. مرد پرسید شما ها چه کار میکنید ؟ ، یکی از فرشتگان با عجله گفت اینجا بخش ارسال است ، ما الطاف و رحمات خداوند را توسط فرشتگان به بندگان زمین میفرستیم . مرد کمی جلوتر رفت و فرشته ای را دید که بیکار نشسته !!!! مرد با تعجب از فرشته پرسید : شما اینجا چه کار میکنی و چرا بیکاری؟ فرشته جواب داد : اینجا بخش تصدیق جواب است . مردمی که دعاهایشان مستجاب شده باید جواب تصدیق دعا بفرستند ولی تنها عده کمی جواب می دهند . مرد از فرشته پرسید :مردم چگونه می توانند جواب تصدیق دعاهایشان را بفرستند ؟؟! فرشته پاسخ داد : بسیار ساده است ، فقط کافیست بگویند : خدایا متشکریم

ما واقعا چقدر فقیر هستیم
روزی یک مرد ثروتمند ، پسر بچه کوچکش را به یک دهبرد تا به او نشان دهد مردمی که در انجا زندگی میکنند چقدر فقیر هستند . انها یک روز و یک شب را در خانه محقر روستایی به سر بردند . در راه بازگشت و در پایان سفر ، مرد از پسرش پرسید : نظرت در مورد مسافرتمان چه بود ؟ پسر پاسخ داد : عالی بود پدر ! پدر پرسید ایا به زندگی انها توجه کردی ؟ پسر پاسخ داد : فکر می کنم ! و پدر پرسید : چه چیزی از این سفر یاد گرفتی ؟ ، پر کمی اندیشید و بعد به ارامی گفت: فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و انها چهار تا ، ما در حیاطمان یک فواره داریم و انها رودخانهای دارند که نهایت ندارد ، ما در حیاطمان فانوسهای تزیینی داریم و انها ستارگان را دارند،حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود اما باغ انها بی انتهاست ! در پایان حرف های پسر ، زبان مرد بند امده بود . پسر اضافه کرد : متشکرم پدر که به من نشان دادی ما واقعا چقدر فقیر هستم!!!!!!!!




بچه ها شرمنده اگه نتونستم خبرتون کنم خیلی دوستتون دارم و از همتون ممنون به خاطر لطفی که بهم دارین
انشاالله سال خوبی در پیشرو داشته باشین ![]()